Aum

اوم [مرغی که بال راستش حرف A، بال چپش حرفU، و حرف M  دم اوست، و سری به درازای نیم متر دارد. م. ک. با سیمرغ، یا عنقای ابیض در عرفان اسلامی.]

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نشر ایترنتی دانشگاه حکمت الهی

 

آوای سکوت

پاره های برگزیده ای از «کتاب دریافت های طلایی»

برای سالکان[1]

 

هلنا  پترووّانا  بلاواتسکی[2]

 

ترجمه و تحشیه : حسین مریدی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این کتاب، نمونه ای نیایشی از حکمت الهی است که به بیداری درونی و بالشِ جویندگان می انجامد تا بتوانند بین طریق رحمت و راه نفس یکی را، برای خود، برگزینند. 

     بازفرآوری واژه به واژه ای است از چاب اصلی (1889). این نسخه ی الکترونیکی آن را چابخانه ی دانشگاه حکمت الاهی فراهم آورده است.                                       

IBSN 1-55700-033-6 

     این نشر دانشگاهی از سال 1886 تا به حال دلمشغول چاپ و نشر ادبیات حکمت الهی بوده است.           نشانی های ما:

 PO Box C, Pasadena, CA 91109-7107 USA

e-mail: tupress@theosociety.org;

voice: (626) 798-3378;

fax: (626) 798-4749.

     کاتالوگ چاپی را به درخواست شما در اختیارتان قرار می دهیم. این کاتوگ را از اینترنت TUP Catalog  نیز می توانید بگیرید.

 

 

 

 

 

 

پیشگفتار

این نوشتار را که از «کتاب دریافت های طلایی» [3] گرفته ام، از جمله آثاری است که اشراف به دانستگی های آن برای دانشجویان عرفانِ شرق در مدارس آن دیار ضروری است. کتاب مقبول بسیاری از حکیمان الهی می باشد. چون نویسنده با بسیاری از این دریافت ها آشنایی دارد. ترجمه ی این اثر برای او کاری چندان دشوار نبوده است. 

     همه می دانند که، در هندوستان، گوروها [4] (استادان و مرشدان) برای پیشرفت روحیِ شاگردان خود از روش های متفاوتی استفاده می کنند؛ علت این تنوع را نباید تنها در تفاوت هایی جستجو کرد که در شش مکتب فلسفی هند وجود دارد، بلکه لازم است بدانیم که نظام هر گورو، بسیار سرّی و خاص خود اوست؛ و معمولاً آن را به دیگران نمی نمایاند. اما در آن مکاتب باطنی موجود در فراسوی هیمالیا، جز در آن مواردی که بین معلومات گوروی لامایی با تعلیماتش تفاوت بسیار ناچیز است. چنین اختلافی چندان چشمگیر نیست،

     اثری را که ترجمه کرده ام بخشی است از همان سری کارهایی است که از میان «بندهایی»[5] از کتاب جینانا[6] برگزیده ام، و همین «بندها» بود که اساسِ کتاب آموزه ی راز[7] را پی ریخت. این کتاب را با اثری بزرگ و عرفانی که عنوانش پاراماتها،[8] ست، و بنابر افسانه های ناگارجونا [9] به ناگاس ها [10] ، یا «مارها» (که در واقع عنوانی برای سالکان باستانی است)، به ارهات[11] بزرگ تحویل داده شده است، «کتاب دریافت های طلایی» نیز همین موضوع را تأیید می نماید. با این حال شعارها و پنداشت های آن، علی رغم اصالت و اصولی که دارند، در آثار سانسکریت وجوه متفاوتی دارند. از باب مثال، در رساله ی عالی دنوانِشواری،[12] کریشنا، ارجونا [13] را با رنگ های درخشانی توصیف می نماید که معرفِ یوگی[14] به اشراق رسیده ای است؛ این قضیه در اوبانیشادهای[15] خاصی هم بر همین منوال بیان می شود، که امری طبیعی است، زیرا اکثر ارهات های بزرگ، اما نه همه ی آنها، پیروان گاوتاما بوددها[16] ، و در اصل هندو و آریایی هایی هستند که به تبت مهاجرت کرده اند، و اصلاً مغولی نیستند. در ضمن، کتاب هایی بسیار زیادی که از اریاسانگا [17] بر جای مانده است، مؤید همین منظر است.

     این آرهات ها دریافت های اصیل خود را در الواحی ثبت می کردند که به شکل مربع مستطیلِ نازکی بود. نسخه های دیگری از آن دریافت ها در الواح کنده کاری دیده شده است. این الواح، یا اوراق فلزی، معمولاً در محراب هایی نگهداری می شوند که در مرکز معابد قرار دارند، یعنی جایی که مکاتب «عبادی» یا مَهایانا (یوگاچاریا)[18] برپاست. الواح به گونه های مختلف نوشته شده اند، که برخی به زبان تبتی است، اما اغلب به خط نمادی (اندیشه نگاری) می باشند. لازم است بدانیم که زبان کشیش مآبانه (سنزار)،[19] را افزون بر الفبایی که خاص آنهاست، می توان به چند وجه نگارشی، و به ارقام سرّی برگردان نمود؛ اکثر این الواح از  خصیصه ی خط نمادی[20] برخودار اند، نه از خط هجایی. روش دیگر نگارش، ( که در زبان تبتی، لوگ،[21] نامیده می شود)، استفاده از ارقام و الوانی است، که هر کدام از آنها را می توان با یکی از حروف الفبایی تبتی تطبیق نمود، (الفبایی که سی حرف بسیط و هفتاد و چهار حرف مرکب دارد) و الفبای رمز نگاری[22] کاملی را تشکیل می دهد.

     خواندن متونی که دارای خط نمادی هستند، شیوه ی مشخصی دارد که از شباهت به استدراکِ علایم و نشانه های نجومی برخوردار می باشد؛ منظورم این است، که دوازده حیوانِ منطقه البروج و هفت رنگ اصلی، هرکدام دارای سایه ی سه گانه ای هستند؛ یعنی، نور، اصل و تاریکی ــ که جای سی وسه حرف الفبایی بسیط را برای کلمات و جملات می گیرند. چون در این روش، تکرار پنج باره ی دوازه «حیوان» و مضاعف شدن آن با پنج عنصر و هفت رنگ، تمام الفبایی را کامل می کند، که از شصت حرف مقدس و هفت رنگ ترکیب شده اند. علامتی که در آغاز متن گذاشته می شود مشخص می کند که خواننده باید آن را به شیوه ی الفبایی هندی هجی کند، چون هر کلمه به سادگی دارای یک معادل سانسکریتی است؛ و اگر، آن را بنابر اصول زبان چینی بازخوانی کند، با خط رمز نگاری چینی هم تطبیق می شوند. اما، آسان ترین راه این است که خواننده آن را یه هر زبانی که دوست دارد، و برای او مقدور و ممکن است، بازخوانی کند، و اهمیت خاصی برای زبان قایل نشود، چون علایم و نمادها همانند ارقامی عربی هستند، که در میان عرفای آشنا و شاگردانشان از اهمیت همگانی و جهانی برخودار بوده اند. یکی از وجوه نگارشی چینی هم داشتن چنین ویژگی هایی است، که هر آشنایی با علایم و نشانه ها، صرف نظر از زبان مادری خود، می تواند آن را به آسانی بخواند: من باب مثال فردی ژاپونی آن را به زبان خود همان گونه می خواند که شخصی چینی آن را به زبان چینی می خواند؛ و در نهایت، هر دو استنباطی یکسان خواهند داشت.

     کتاب دریافت های طلایی ــ که پاره ای از آن به زمان پیش از بوددهیگرایی و بقیه به زمان های بعد تعلق دارد ــ شامل تقریباً نود رساله ی مختصر و متمایز می باشد. من سال هاست که سی و نه رساله را یاد گرفته و ازبرکرده ام. اما اگر بخواهم به ترجمه ی بقیه همت گمارم، ناگزیر خواهم بود یادداشت های پراکنده ای را که دارم، بارها و بارها، در میان اوراق و نوشته هایی شخصی بی نهایت زیادی جستجو کنم که در طول بیست سال گذشته گردآورده ولی متأسفانه هنوز مرتب نکرده ام. و این به هیچ وجه برای من کار آسانی نیست. در ضمن ترجمه ی تمام آنها هم به شیوه ای که عاری از خودخواهی، و در عین حال دقیقاً مربوط به موضوع باشد، و نیز به معنای دقیق کلمه، محتوای موضوعات را افاده، و به زینت اخلاقیات عالی آراسته باشد و شیرینی جان کلام را به خواننده بچشاند، ممکن و مقدور نیست. زیرا، تا خود انسان به گونه ای جدّی خواهان و جویای خودشناسی نباشد، هرگز گوش شنوایی برای پندهایی که از چنین ماهیتی برخودار اند وجود نخواهد داشت. 

     با این حال، این اخلاقیات مجلدات بسیار زیادی را در ادبیات شرق، بویژه در اوپانیشادها، فراهم آورده است. کریشنا به ارجونا می گوید، «تمام هوس های زندگی را بکشید.» آن هوسی که فقط در جسم، یعنی در موتور نفس[23] جای کرده است، اما نه آن نفس کلی[24] را که «ازلی، و لایزال است، که نه می کشد و نه کشته   می شود»[25] تعلیم سوتتا نیپاتا[26] : «امحای کامل حس است؛ «به خوشی و درد، برد و باخت، پیروزی و شکست یکسان بنگرید.» و نیز، « فقط به لایزال پناه ببرید». کریشنا در همه حال تکرار می کند، « حس جدایی را از میان بردارید، ذهنی[27] که از حواس پیروی کند، متزلزل است، و روح[28] را چنان نومید می کند که چون زورقی که بر روی آب است، دستخوش بادی است که آن را به هر سوی که خواهد بگرداند»[29] (Bhagavatgita II. 70 )

بنابراین بهتر آن دانستیم تا گزیده ای مدبرانه از رسالاتی را برگزینیم که برای عارفان واقعی معدودی که در جامعه ی حکمت الهی هستند مفید باشد، و پاسخگویی نیازهای آنان باشد. فقط اینانند که قدر این گفتارهای کریشنا ـ کریستوس را در مورد «نفس کلیه Higher Self » می شناسند: ـ ـ

«حکیمان برای زندگان یا مردگان افسوس نمی خورند. من و شما، و این حاکمان از ازل بوده ایم؛ هیچ گاه هیچ کدام از ما از این به بعد از بین نخواهیم رفت.»

     در این ترجمه، کوشیده ام تا زیبایی ادبی و آن صور خیالی را که خصیصه ی متن اصلی است حفظ کنم. قضاوت در باره ی توفیقی که بر این سعی بلیغ داشته ام با خواننده است. ـ ـ «ه. پ. ب.»

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نسخه ی اینترنتی چاپخانه ی دانشگاه حکمت الهی

آوای سکوت

تألیف هلنا. پترووانا. بلواتسکی

گزیده های پراکنده ای از « کتاب دریافت های طلایی»

برای استفاده ی روزانه ی مریدان LANOOS (DISCIPLES).)

ترجمه و تحشیه ی ه. پ. بلواتسکی


نیایشی از متون کلاسیک حکمت الهی، در باره ی بیداری درونی و گسترش آن. شما بین طریق رحمانی و یا نفس، کدام یک را انتجاب خواهید کرد؟

     بازفرآوری واژه به واژه ای است از چاب اصلی1889 ؛ نسخه ی الکترونیکی چاپخانه دانشگاه حکمت الهی آن را چابخانه ی دانشگاه حکمت الاهی فراهم آورده  است.                                                                                                          

IBSN 1-55700-033-6

علایم در زمانی (Diacritical marks ) از این نسخه ی الکترونیکی به علت  محدودیت های صفحه آرایی ASCII و به منظور دستیابی آسان حذف شده است.


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فهرست مطالب                                                     

پیشگفتار                                                                                          6-3

پاره ی 1،  آوای سکوت                                                                    25-10

پاره ی 2، دو راه یا طریق                                                                  53-27

پاره ی 3، هفت دروازه یا مدخل                                                         75-55


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آوای سکوت تألیف ه. پ. بلاواتسکی

 

 

پاره ی یکم

آوای سکوت

 

 

 

 

 

 

 

هلنا. پترووانا. بلاواتسکی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

این دستور نامه ها برای کسانی است که از خطرات اددهی پست[30] [قدرت خارق العاده ای ویرانگر] (1) بی خبراند.

     کسی که آوای نادا[31] [ندای روح یا جان] را که« صدایی بی آوا،» ست، (2) بشنود، و آن را بفهمد، باید ماهیت دهارانارا [32] [تمرکز ژرف] را  آموخته باشد.

     چون سالک نسبت به اهداف دریافتی بی تفاوت شد، باید راجاه [وارستگی و بی گناهی] ،[33] را که فراور اندیشه است بیابد، و چون یافت، آن کسی است که از توهم رها و از خواب بیدار شده است.

     ذهن قاتل بزرگ حقیقت است.

     پس مرید باید قاتل را قبل از اینکه مقتول او گردد به قتل برساند. زیرا: تا زمانی که صورت خویش بر او غیر واقعی می نماید، تمام صورت هایی ر